بانک پاسارگاد
0:00:00 - پنج‌شنبه 1 ژانویه 1970
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

«مردی که خواب نمی‌دید» به خوبی دیده نشد

«مردی که خواب نمی‌دید» به خوبی دیده نشد
مدیر دفتر هنر و ادبیات پایداری حوزه هنری: «مردی که خواب نمی‌دید» به خوبی دیده نشد خبرگزاری شبستان: سرهنگی معتقد است، داود بختیاری برای خاطرات اسدالله خالدی در قالب کتاب «مردی که خواب نمی‌دید» زحمت زیادی کشید. به گزارش خبرنگار شبستان، مرتضی سرهنگی، مدیر دفتر هنر و ادبیات پایداری حوزه هنری عصر دیروز در اولین […]

مدیر دفتر هنر و ادبیات پایداری حوزه هنری:

«مردی که خواب نمی‌دید» به خوبی دیده نشد

خبرگزاری شبستان: سرهنگی معتقد است، داود بختیاری برای خاطرات اسدالله خالدی در قالب کتاب «مردی که خواب نمی‌دید» زحمت زیادی کشید.

به گزارش خبرنگار شبستان، مرتضی سرهنگی، مدیر دفتر هنر و ادبیات پایداری حوزه هنری عصر دیروز در اولین سلسله برنامه شبی با نویسنده که در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد، گفت: کتابی با نام سومین روز محاصره منتشر کردیم که محمد هادی که از فرماندهان گردان بود آن را نوشت. این کتاب کم حجم خاطره این فرمانده و سربازانش است.

 

سرهنگی ادامه داد: فرمانده گردان به این نتیجه می‌رسد که باید نیرو بیاورد، ۳-۴ نفر مجروح هستند و عاقله مردی بین آنها است. محمد هادی در کتاب سومین روز محاصره شرح می دهد که این عاقله مرد در آلمان مهندسی خوانده بود و پیش بچه های مجروح می ماند تا اگر دشمنان سر رسیدند به مجروحان تیر خلاص نزنند. سالها این فکر گوشه ذهنم بود که این مرد کجاست و چه کسی است. با محمد هادی رفیق شدیم. روزی با ناراحتی به من گفت آقا مرتضی من راننده مینی بوس هستم. در نظر بگیرید فرمانده گردان راننده سرویس بچه ها شده بود. او به من گفت پدر یکی از بچه ها گرمکن دست دومش را به من داده است، فکر کرده من بسیار مستحق هستم.

خبر جدید  رویکرد جشنواره توجه به اخلاقیات و ارزش گذاشتن به کرامت انسان است

 

وی خاطرنشان کرد: روزی در دفتر نشسته بودم که یک پیرمرد خوش لباس با بارانی زیتونی رنگ داخل شد و گفت مهندس خالدی هستم. من یادم نیامد که ایشان را می شناسم. به من گفت تازه از اسارت آزاد شدم و به من گفته اند پیش شما بیایم و خاطراتم را بگویم، گفتم در جزیره شرحه اسیر شدید جا خورد، گفتم همان کسی هستی که پیش مجروحان ماند گفت بله. خوشحال شدم فهمیدم همان مردی است که سالهاست در گوشه ذهنم به او فکر می کنم. در آن زمان فکر کردم چه کسی را جلوی او بگذارم تا بتواند عظمتش را نشان دهد. یاد داود بختیاری افتادم، او را صدا زدم و آن دو نفر را با هم آشنا کردم.

خبر جدید  قاسمی درگذشت ناصر مردوخی به خانواده رسانه ای کشور تسلیت گفت

 

مدیر دفتر هنر و ادبیات پایداری حوزه هنری اظهار داشت: آقای خالدی هر از چندگاهی پیش من می آمد و سراغ کتابش را می گرفت. روزی به من گفت می دانی چرا انقدر می آیم و می روم چون می ترسم بمیرم و کتابم را نبینم. یک روز داود بختیاری به دفترم آمد و گفت کار کتاب تمام شده، کار را خواندم و اصلاحات صورت گرفت، به داود گفتم برای عکس و اسناد با آقای خالدی تماس بگیر تا آنها در انتهای کتاب درج شود، پنج دقیقه نشده بود که داود برگشت و خنده عصبی بر لب داشت. گفت امروز روز سوم مهندس خالدی در مسجد نور است. کتاب “مردی که خواب نمی دید” خاطرات اسدالله خالدی یکی از کتاب های زیباست که داود برای آن زحمت زیادی کشید اما متاسفانه این کتاب به خوبی دیده نشد.

خبر جدید  حضور فیلم سینمایی «امیر» در بخش مسابقه جشنواره کارلوی‌وری

 

گفتنی است، داوود بختیاری دانشور در سال ۱۳۴۶ در تهران متولد شد. وی به‌ عنوان كارشناس ادبي و داستان‌نویس در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری مشغول به كار بود. بختياری در کمتر از یک دهه توانست جایگاه قابل توجهی را در عرصه ادبیات داستانی برای خود رقم زند. در بررسی آثار داستانی توسط معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۸۰ رمان «می‌توان تنها رفت» او رتبه دوم را به‌دست آورد. در یازدهمین جشنواره کتاب سال دفاع مقدس نیز کتاب «خانه ابدی» رتبه دوم را به‌دست آورد. همین کتاب در هفتمين دوره از جايزه ادبی شهید حبیب غنی‌پور اثر برتر شناخته شد.

 

پایان پیام/۳۱

ضمیمه :

کلید ‫واژه‌ها:

|

|

|

|

0/5 (0 نقد و بررسی)